زائر حسين گويا خدارا در عرش زيارت كرده ونامش در اعلى عليين ثبت مى شود. زائرين حسين قبل از سائر مردم داخل بهشت مى شوند. زائرين حسين در جوار پيامبر. على وفاطمة عليهم السلام خواهند بود. زائرين حسين ايام زيارتشان از ايام عمر شان حساب نمى شود. زائرين حسين مورد شفاعت قرار گرفته اند. زائرين حسين اگر عارف بحق أو باشند فرشتگان الهى به استقبالشان مى روند، اگر بيمار گردند عيادتشان مى كنند، واگر بميرند در روز قيامت گواهان آنانند، وتا روز قيامت برايشان استغفار مى كنند. أي حسين تو در دشت عرفات چى خواندى كه سنگهاى " جبل الرحمه " هنوز از گريه ات نالانند، عشق را هم از تو بايد آموخت، و مناجات وصميميت را... وعبوديت را... وخدا را هم بايد از دعاى عرفه ات شناخت. أي حسين چه گفتى، چه خواندى، كه هنوز تب عرفانت در پهنه اين دشت محسوس است، پهندشت عرفات وادى معرفت است، وادى شور وشعور، دشت عرفات از نام تو عرفان دارد، و فضاى آن از ياد تو عطرآگين است.

ديگر عكسها در
http://thaghalayn.persiangig.ir/image/moharram/
13 رجب ميلاد با سعادت مولود كعبه، فاروق الاعظم، اميرالمؤمنين، اسداله، يدالله، برادر رسول خدا، علي مرتضي عليه السلام بر مولايمان حضرت بقية الله الاعظم، منتقم خون خدا، مهدي فاطمه عجل الله تعالي فرجه و شما شيعيان و دوستداران امامت و ولايت مباركباد
1- على (عليه السلام ) نخستين امام مؤ منين و رهبر مسلمانان و اوّلين خليفه بعد از رسول خدا، پيامبر راستين و امين اسلام محمّد بن عبداللّه خاتم پيامبران - صلوات خدا بر او و دودمان پاكش باد –
است (46) او كه برادر و پسر عمو و وزير پيامبر (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) و داماد آن حضرت ؛ يعنى شوهر دخترش حضرت فاطمه زهرا - سلام اللّه عليها - سرور بانوان دو جهان است ، اميرمؤ منان على بن ابيطالب بن عبدالمطلب بن هاشم بن عبد مناف ، سرور اوصيا - بهترين صلوات و سلام بر او باد - .
2- كنيه على (عليه السلام ) ابوالحسن است ، او در روز جمعه سيزدهم رجب سال سى ام «عام الفيل » )ده سال قبل از بعثت ) در مكه در بيت الحرام داخل كعبه خانه خدا، ديده به اين جهان گشود كه هيچ كس قبل از او و بعد از او، در اين خانه خدا تولّد نيافت و نمى يابد و اين نشانگر موهبت و احترام و توجّه خاصّ خداوند به وجود على (عليه السلام ) است و بيانگر مقام بسيار ارجمند اوست .
3- مادر آن بزرگوار، فاطمه دختر اسد بن هاشم بن عبد مناف (س ) است كه براى رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) (نيز) همچون يك مادر بود و رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) در دامن او رشد كرد و آن حضرت هميشه سپاسگزار نيكيهاى او بود. فاطمه بنت اسد، در صف نخستين ايمان آورندگان به اسلام ، ايمان آورد و همراه جمعى از مهاجرين با آن حضرت به سوى مدينه هجرت كرد و وقتى كه از دنيا رفت (47) ، پيامبر (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) او را با پيراهن مخصوص خود كفن نمود تا به وسيله آن از آزار حشرات زمين حفظ گردد و در قبر او )قبل از دفنش ) خوابيد تا بدين وسيله فشار قبر به او نرسد و اقرار به امامت پسرش اميرمؤ منان على (عليه السلام ) را به او تلقين كرد، تا پس از دفن ، وقتى از او در مورد آن سؤ ال شد بتواند پاسخ دهد و اين همه توجّهات مخصوص پيامبر (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) به مادر على (عليه السلام ) به خاطر آن مقام ارجمندى بود كه او در نزد پروردگار و نزد آن حضرت داشت . اين سرگذشت بين تاريخ نويسان مشهور است .
اميرمؤ منان على (عليه السلام ) و برادرانش (طالب ، عقيل و جعفر) نخستين كسانى هستند كه از دو سو (هم از ناحيه پدر و هم از ناحيه مادر) از نسل هاشم بن عبد مناف هستند، به اين خاطر و به خاطر نشو و پرورش آن حضرت در دامان رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) و تحصيل كمالات معنوى از او، به دوشرافت نايل گرديد (شرافت نسب و شرافت پرورش و آموزش از دامان فرهنگ ساز رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم )
على (عليه السلام ) نخستين فردى بود كه قبول اسلام كرد و به خدا و رسولش ايمان آورد و هيچ كس از اهل بيت رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) و از اصحاب ، در اين جهت به او نرسيد و او نخستين مردى بود كه پيامبر (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) او را دعوت به اسلام كرد و او آن را پذيرفت و همواره از دين اسلام حمايت مى كرد و با مشركان مبارزه مى نمود و از حريم ايمان دفاع مى كرد و گمراهان و سركشان را سركوب مى نمود و دستورات دين و قرآن را منتشر مى ساخت و به عدالت ، حكم مى كرد و به كارهاى نيك دستور مى داد.
در دوّمين روز از ماه رجب سال 212 هجرى، مدينه منوره و قريه(صريا) به پيشواز ولادت نخستين فرزند امام جوادعليه السلام شتافت و موجى از سرور و خوشحالى
اين بيت هاشمى را فرا گرفت. پدرش او را به نام جدّش. رضاعليه السلام، ونياى
اكبرش اميرالمؤمنين على عليه السلام خواند و كنيه اش را ابو الحسن ناميد.
القاب با مسمّاى حضرتش از سيما و سيرت بزرگواروپاك او حكايت مى
كنند.
القاب او عبارتند از: نجيب، مرتضى،هادى، نقى، عالم، فقيه،
امين، مؤتمن، طيّب و متوكّل.
چون به شهر سامرّاء منتقل شد و در محلهّ اى به نام عسكر مسكن
گرفت، عسكرى يا فقيه عسكرى نيز خوانده مى شد.
برخى گفته اند: شهر سامرّاء را عسكر مى ناميدند چون جايگاه
ارتش وسپاه بود و از همين رو امام هادى را (عسكرى) مى خواندند.
مادرش سمانه غربيه نام داشت.
اول رجب المرجب سالروز ولادت باسعادت باقرالعلوم، شكافندهي دانشها و پايه گذار انقلاب فرهنگي شيعه، حضرت امام محمد باقر عليه السلام بر بر مولايمان حضرت حجة ابن الحسن المهدي روحي و ارواح العالمين لتراب مقدمه الفداه، نبي مكرم اسلام و ديگر معصومين عليهم السلام و شما شيعان و ارادتمندان حضرتش خجسته و مباركباد.
**********************************************
اسم مبارك آن بزرگوار محمد، و لقب مشهور او باقر است كه حضرت رسول صلياللهعليهوآله آن حضرت را طي رواياتي به اين لقب ملقّب فرمود. كنية مشهور آن حضرت، ابي جعفر و عمر مبارك ايشان مثل عمر پدر بزرگوار و جد بزرگوارشان حسين عليهالسلام پنجاه و هفت سال بود. در اول رجب المرجب سال پنجاه و هفت ه. ق. متولد شد و در سال 114 از هجرت به دست ابراهيم بن وليد و به دستور هشام بن عبدالملك مسموم و شهيد گرديد. سه ساله بود كه حماسة كربلا واقع شد و آن بزرگوار كربلا را مشاهده فرمود. بعد از حماسة كربلا سي و چهار سال با پدر بزرگوار خود، زندگي پر تلاطمي را پشت سر نهاد. مدّت امامت آن حضرت تقريباً نوزده سال بود.
*************************************************

دوران باردارى حضرت خديجه سلام اللَّه عليه سپرى گشت، زمان وضع حمل فرارسيد، حضرت خديجه سلام اللَّه عليه براى زنان قريش پيام فرستاد تا بيايند و او را در امر وضع حمل كمك كرد و كارهاى مربوط به اين برهه كه مخصوص زنان است برعهده گيرند. اما زنان قريش پاسخ دادند كه ما نخواهيم آمد، چرا كه سخن ما را نشنيده انگاشتى و با محمد صلى اللَّه عليه و آله يتيم ابوطالب، پيمان زناشوئى بستى. خديجه از اين پاسخ رنجيده خاطر گشت، اما در يكى از همين روزها در حالى كه او همچنان در بستر آرميده بود، چهار زن گندمگون و بلندبالا مشاهده نمود كه بر او وارد شدند. خديجه كه از ديدن آنان در هراس شده بود به تكاپو افتاد اما يكى از زنان او را آرام نمود و گفت: اى خديجه! اندوهگين و هراسناك مباش، ما از جانب خدا به سويت آمده ايم و خواهران تو هستيم، من ساره همسر ابراهيم خليلم و اين آسيه همسر فرعون است و آن يكى مريم دختر عمران و چهارمين ما صفورا دختر شعيب است. در اين هنگام چهار زن در چهار سوى خديجه سلام اللَّه عليه قرار گرفتند و حضرت خديجه سلام اللَّه عليه حمل خود را بر زمين نهاد و نورى از او ساطع گرديد كه شرق و غرب عالم پرتوافكن شد. نورى كه به خانه هاى مكه راه يافت و همه را در حيرت فروبرد. پس از آن ده فرشته همراه با طشت و ابريقى مملو از آب كوثر از آسمان فرود آمدند. آن بانويى كه در پيش روى خديجه قرار داشت مولود را با آن آب شستشو داده و جامه كه از شير سفيدتر و از عنبر خوشبوتر بود بيرون آورد. با يكى تن مولود را پوشاند، و ديگرى را مقنعه ى او قرار داد آنگاه دست خود را بر لبان كودك نهاد و او را به سخن گفتن وادار نمود، فاطمه دهان گشود و چنين فرمود: اشهد ان لا اله اللَّه و اشهد ان محمد رسول اللَّه سيدالانبياء و ان بعلى سيدالاوصياء و ولدى سادة الاسباط.
آنگاه يكايك بانوان را سلام داده به نامشان خواند. آنها هم با رويى گشاده مولود فرخنده را مورد ملاطفت قرار دادند. حوريان بشارت تولد او را به آسمانها بردند. در آسمان از يمن قدوم او نورى پديدار آمد و ساطع گرديد كه تا آن زمان سماواتيان چنين نورى را رؤيت ننموده بودند. بانوان خديجه را شادباش گفته از ميمنت و مباركى و طهارت نسلش سخنها گفتند. خديجه با سرورى زايدالوصف كودك را در آغوش كشيد و با دنيايى اميد و آرزو پستان در دهان او گذارد.
براي ديدن عكسها به آدرس زير مراجعه فرمايد:
http://thaghalayn.persiangig.ir/image/Hazrate%20Fatemeh/Milad/
اللهم العن قاتلي فاطمة الزهراء سلام الله عليها

اللهم العن قاتلي فاطمة الزهراء سلام الله عليها

اللهم العن قاتلي فاطمة الزهراء سلام الله عليها
توضيح: عكسها كوچكتر از اندازه واقعي نمايش داده شدهاند. براي ديدن عكسها در اندازه واقعي، روي عكس راست كليك كرده و گزينه Save Picture As…
را انتخاب نماييد.
و براي استفاده از عكسهاي بيشتر به آدرس زير مراجعه فرماييد (۲۷ عكس)
http://thaghalayn.persiangig.ir/image/Hazrate%20Fatemeh/
السَلامُ عَلَيْكِ اَيَّتُهَاالصِّدِّقَةُ الشَّهيدَة
فرا رسيدن ايام جانسوز و جانكاه فاطميه، شهادت بزرگ بانوي جهان اسلام و دختر گرامي نبي مكرم اسلام عليهما السلام بر همهي شيعيان و آزادگان جهان تسليت و تعزيت باد.

غم به جراحت میماند. یکباره میآید اما رفتنش، التیام یافتنش و خوب شدنش با خداست. و در این میانه، نمک روی زخم و استخوان لای زخم و زخم بر زخم، حکایتی دیگر است. حکایتی که نه میشود گفت و نه میتوان نهفت.
حکایت آتشی که میسوزاند، خاکستر میکند اما دود ندارد، یا نباید داشته باشد.
مرگ پیامبر برای تو تنهامرگ یک پدر نبود، حتی مرگ یک پیامبر نبود، مرگ پیام بود، مرگ شمع نبود، مرگ روشنی بود.
آنکه گفت « حَسبُنَا کِتابَ الله»، کتاب خدا را نمیشناخت. نمیدانست که یکی از دو ثقل به تنهایی، آفرینش را واژگون میکند. نمیفهمید که با یک بال نه تنها نمیتوان پرید که یک بال، وبال گردن میشود و امکان راه رفتن بطئی را هم از انسان سلب میکند.
و نه او که مردم هم نفهمیدند که کتاب بدون امام، کتاب نیست، کاغذ و نوشتهای است بی روح و جان و نفهمیدند که قبله بدون امام قبله نیست و کعبه بدون امام سنگ و خاک است و قرآن بدون امام، خانهی بی صاحبخانه است.
هر کس به خانهی بی صاحبخانه برود، به یقین گرسنه برمیگردد. مگر آنکه خیال چپاول داشته باشد و قصد غصب کرده باشد یا کودک و سفیه و مجنون باشد.
ماه باید در آسمان باشد و از خورشید نور بگیرد، به خاطر کرم شبتابی که نباید خود را به زمین برسانند. ابرهای تیره از سقف سقیفه گذشتند و خانهی پیامبر را احاطه کردند، همهمه در بیرون در شدت گرفت و در آنچنان کوفته شد که ستونهای خانهی پیامبر لرزید.
- بیرون بیایید. بیرون بیایید و گرنه همهتان را آتش میزنیم.
صدا، صدای عمر بود.
تو با یک دنیا غم از جا بلند شدی و به پشت در رفتی، اما در را نگشودی.
عمر دوباره نعره کشید:
- این خانه را با هر که در آن است، آتش میزنم.
بزودی هیزم فراهم شد و آتش از سر و روی خانه بالا رفت.
تو همچنان پشت در ایستاده بودی و تصور میکردی به کسی که گوشهایش را گرفته میتوان گفت که هدیت چیست؟ خیر کجاست و رسالت چگونه است.
در خانه تنی چند از اصحاب رسول الله هم بودند، اما هیچ کس به اندازهی تو شایستهی دفاع از حریم پیامبر نبود.
تو حلقه میان نبوت و ولایت بودی، برترین واسطه و بهترین پیوند میان رسالت و وصایت. محال بود کسی نداند آنکه پشت در ایستاده، پاره تن رسول الله است.
هنوز زود بود برای فراموش شدن این حدیث پیامبر که:
- فاطمه بضعه منی فمن آذاها فقد آذانی و من آذانی فقد آذالله.
فاطمه پاره تن من است، هر که او را بیازارد، مرا آزرده است و هر کس مرا بیازارد خدا را.
وقتی آتش از در خانه خدا بالا رفت، عمر، آتش بیار معرکهی ابوبکر، آنچنان به در حریم نبوت لگد زد که فریاد تو از میان در و دیوار به آسمان رفت.
به ياري خدا و استعانت از آخرين حجت خدا بر زمين حجة بن الحسن المهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف، از اين پست و در ايام فاطميه به بررسي مصائب و ظلم و ستمهايي كه بر بزرگ بانوي اسلام حضرت فاطمهي كبري سلام الله عليها وارد شده ميپردازيم. اميد كه مورد قبول و رضايت باريتعالي و امام عصر عليه السلام قرار گيرد.
براي ديدن عكسها به آدرس زير مراجعه فرماييد
زندگينامه حضرت فاطمه معصومه سلام الله عليها
نام شريف آن بزرگوار فاطمه و مشهورترين لقب آن حضرت، «معصومه» است. پدر بزرگوارش امام هفتم شيعيان حضرت موسى بن جعفر (ع) و مادر مكرمه اش حضرت نجمه خاتون (س) است . آن بانو مادر امام هشتم نيز هست . لذا حضرت معصومه (س) با حضرت رضا (ع) از يك مادر هستند.
ولادت آن حضرت در روز اول ذيقعده سال ١٧٣ هجرى قمرى در مدينه منوره واقع شده است. ديرى نپاييد كه در همان سنين كودكى مواجه با مصيبت شهادت پدر گرامى خود در حبس هارون در شهر بغداد شد. لذا از آن پس تحت مراقبت و تربيت برادر بزرگوارش حضرت على بن موسى الرضا (ع) قرارگرفت.
در سال ٢٠٠ هجرى قمرى در پى اصرار و تهديد مأمون عباسى سفر تبعيد گونه حضرت رضا (ع) به مرو انجام شد و آن حضرت بدون اين كه كسى از بستگان و اهل بيت خود را همراه ببرند راهى خراسان شدند.
يك سال بعد از هجرت برادر، حضرت معصومه (س) به شوق ديدار برادر و اداي رسالت زينبي و پيام ولايت به همراه عده اى از برادران و برادرزادگان به طرف خراسان حركت كرد و در هر شهر و محلى مورد استقبال مردم واقع مى شد. اين جا بود كه آن حضرت نيز همچون عمه بزرگوارشان حضرت زينب(س) پيام مظلوميت و غربت برادر گراميشان را به مردم مؤمن و مسلمان مى رساندند و مخالفت خود و اهلبيت (ع) را با حكومت حيله گر بنى عباس اظهار مى كرد. بدين جهت تا كاروان حضرت به شهر ساوه رسيد عده اى از مخالفان اهلبيت كه از پشتيبانى مأموران حكومت برخوردار بودند،سر راه را گرفتند و با همراهان حضرت وارد جنگ شدند، در نتيجه تقريباً همه مردان كاروان به شهادت رسيدند، حتى بنابر نقلى حضرت(س) معصومه را نيز مسموم كردند.
براي ديدن ادامه مطلب و عكسهاي مربوط به حضرت معصومه س اينجا را كليك كنيد.
سه شنبه 27/1/87 برابر با 8 ربيعالثاني سالروز ميلاد با سعادت امام حسن عسكري عيله السلام خجسته و مباركباد

الحمد للَّه رب العالمين، و صلى اللَّه على محمّد و آله الميامين.
درود بر هدايتگران و مجاهدان..
وقتى سالگرد شهادت و يا ولادت يكى از ائمه هدى عليهم السلام فرامى رسد، ما رابه عمق شكافى كه ميان زندگى ما و حياتى كه وحى نويد آن را داده و در سيره پيغمبر وخاندان بزرگوارش تجلى يافته است، متوجه مى سازد.
مصيبت بزرگتر در اين نهفته كه بسيارى از ما از زندگى ائمه عليهم السلام آگاهى چندانى نداريم،با اين وصف آيا پيروى از آنان و پيشه كردن سيره وشيوه آنان در زندگى براى ما امكان پذير است؟! روز هشتم ربيع الثاني مصادف با ميلاد با سعادت امام حسن عسكرى عليه السلام است، يازدهمين ستاره اى كه با تولدشان در شهر مدينة رنگ و بويي ديگر به اين جهان بخشيدند.
بسم الله الرحمن الرحيم
انما وليكم الله و رسوله والذين امنواالذين يقيمون الصلاة و يؤتون الزكاة و هم راكعون
با سلام به همه دوستان عزيز
غرض از نگارش اين پست، پاسخ به يكي از كاربران اهل سنت كه با توجه به گفتار
ش بيشتر به وهابيها ميماند تا به مسلمان اهل سنت. ايشان طي 27 پست كه همهاش تكراري بود و روي هم رفته 3 تا 4 كامنت بدون تكرار نميشود، بيسوادي و نداشتن ادب و نزاكت خود را به منصه ظهور رسانيد. درحالي كه از جواب دادن به سؤالات ما شيعيان عاجز بوده و جواب سؤالهايش در سايتهاي شيعه به وفور يافت ميشود، شبههي قديمي و پيش پا افتاده آيهي ولايت را مطرح كرده و گفته اگر توانستيد به آن پاسخ دهيد.
گرچه ميدانم كه چنين كساني كه چشم حقيقتبين خود را بستهاند، با وجود اين همه دلايل و براهين كه اكثراً از علماي اهل سنت هست، باز هم بينا نخواهند شد، ولي چند سطري را در اثبات آيه ولايت از همان سايتهايي كه وي ميگويد چيزي در آنها نيست انتخاب كرده و تقديم ميدارم.
يك نكتهي ديگر: در گوگل سرچ كنيد «آيه ولايت» تا بي حد و حصر در اين مورد مطالب ارائه شده را ببينيد.
http://www.al-shia.com/html/far/books/falsafe/barahin_payeha/a20.htm
http://www.roshd.org/per/beliefs/?bel_code=48
http://mouood.org/content/view/734/3/
آيه ولايت
انما وليكم الله و رسوله والذين امنواالذين يقيمون الصلاة و يؤتون الزكاة و هم راكعون.[1]
يعنى: ولى و رهبر شما خداست و پيامبرش و آنها كه ايمان آورده و نماز به پا مى دارند و در حال ركوع زكات مى پردازند.
اين آيه در مورد على(ع) نازل شده، زمانيكه در حال ركوع انگشترى خود را به شخص مستمندى كه تقاضاى كمك مى كرد، عطا نمود چنانچه در كتب اهل سنت با سندهاى متعدد از عده اى از صحابه روايت شده است كه از جمله آنان: